خرید بک لینک

چقدر صدای شما برام غریبه شدهمن باعث ننگ شما شدمدیروز باران عجیب بارید.انگار عقده خاصی داشت.میدونم از خشم کشتار مظلومانه مردمان یمن.قتل بی دلیل کودکان اینگونه بود.اخر گناهان من مانع میشود تو ظهور کنی تا جلوی این جنگها را بگیری.خدایا تو کمکم کن.من توبه میکنم + نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد ۱۳۹۸ساعت 22:12&nbsp توسط شاکی نفس  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهراد صمیمی تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 20:32

همیشه از دوستانی ضربه خورده ام که هیچ گاه شبیه من نبوده اند

همانهایی که وقتی در کنارشان می نشستم حالم را بدتر میکردند

شایدم خدا نمیخواست که با انان باشم

برچسب: نویسنده: بهراد صمیمی تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 19:54

میخوام یه داستان بگم

یه خاطره از یه دوست

از کسی که سالها نون شبش رو امام بهش داده

به خدا رفقا رزق همه سرجاش هست

فقط گناه نکنیم

بیایم به خودمون قول بدیم گناه نکنیم.

برچسب: نویسنده: بهراد صمیمی تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 19:54

میگویند دنیا زندان مومن است

اری چه زیباست سخنش

وقتی درد داشته باشی و دردهایت را نبینی

وقتی زمین برایت سنگین باشد و توان تحمل را نداشته باشی

کاش میشد شبها را به هم گره زد و در نهایت زیبایی تو را دید ای خدایی که ستاری و پوشاننده رازها و اسرار

تو را من سالهاست یافته ام

تو زیباترینی

برچسب: نویسنده: بهراد صمیمی تاريخ: يکشنبه 26 اسفند 1397 ساعت: 12:59

گاهی چند ثانیه ایی بیش باقی نمانده

تنها اثر یک نیزه

اما گاه خویش را چنان آزار میدهی انگار که کوه اتشی

اخر صاحب که نداشته باشی

بی هوا در حرکتی

ناخوداگاه سرت میخورد به دیوار

دیگر بلند شدن محال است

حال که اینگونه هست

بیا و بساز

این قسمت بدقواره هاست که بمیرند

حسرت به دل

تنها چیزی که ارام میکند این دل اشفته را اللهم عجل لولیک الفرج است

آقا جان دلمان را به زندگی بی سرانجام خوش میکنند

اخر تنها خوشی تو هستی

من مرده ایی بیش نیستم

خدا میداند

برچسب: نویسنده: بهراد صمیمی تاريخ: يکشنبه 26 اسفند 1397 ساعت: 12:59

الهامات درونیت متعلق به خودته

نباید بیانش کنی

الهاماتی که از طرف خداست فقط برای خودته

تو رو به جای بالایی میخواد برسونه

خودتو ساده نگیر

ما اومدیم که بالا بریم.همه سوالاتمون رو رفع کنیم

برچسب: نویسنده: بهراد صمیمی تاريخ: يکشنبه 26 اسفند 1397 ساعت: 12:59

چند روزیست که دلم غم گرفته

دردهایم را نمیدانم کجا خالی کنم

هر روز به من میگویی بیا

اما من کجا بیایم

اقا

آقای من مولای من

من نه اهل گناهم

نه میل به آن

یاریم کن تا حقی بر گردنم نماند

میخواهم اعتراف کنم

اعتراف سالهایی که خیره سر بوده ام

حرف هایت را بازی گرفته ام

و خودم را بیچاره تر کرده ام

میخواهم توبه بنویسم

توبه بگویم

من نه انم که شوم بار شما

تو مرا یار کرده ایی

پس من این بار میخواهم قید همه چیز را بزنم

هر چه تو بگویی

فقط توکمکم کن

برچسب: نویسنده: بهراد صمیمی تاريخ: يکشنبه 26 اسفند 1397 ساعت: 12:59

شیرینی تفکر به معاد انقدر زیاد است که هر چه بگم کم گفتم .اینکه ببینی اون دنیا چه میگذره.چطوریه؟اصلا اون دنیا چیه؟کجاست.انسان رو از خیلی چیزا ازاد میکنهمثل حساسیت ها.چشم تو چشم بقیه نگاه کردناینکه مردادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهراد صمیمی تاريخ: يکشنبه 26 اسفند 1397 ساعت: 12:59

خدایا رسالت خواندن وشنیدن از معاد رو برعهدم گذاشتی میخوام خودم رو حسابی تا قبل از رفتن بتکونمخدا هم دست خالی نمیزارهیه چیزی میخوام بگم که خیلی مهمه و بدرد همه میخورهاونم اینه کهنگران نباش خدا سر فرصادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهراد صمیمی تاريخ: يکشنبه 26 اسفند 1397 ساعت: 12:59

تاکی میخوای اینجوری باشی

بس کن

بس کن از غرق بودن در گناه

تاکی میخوای بری سرقرار

با توام

برچسب: نویسنده: بهراد صمیمی تاريخ: يکشنبه 26 اسفند 1397 ساعت: 12:59

من گناه میکنم تو چرا باید جورش را بکشی الهی فدات بشم

برای خودم متاسفم

ارزو دارم بروم

بروم از خودم

از نفسم

از گناهان

از حق هایی که برگردنم هست

خسته ام

برچسب: نویسنده: بهراد صمیمی تاريخ: يکشنبه 26 اسفند 1397 ساعت: 12:59

خدایا منو ول کردی

نمیدونم باید به کجا رو بزنم

فقط من از این دنیا بیزارم

از خودم

از همه چیز

برچسب: نویسنده: بهراد صمیمی تاريخ: يکشنبه 26 اسفند 1397 ساعت: 12:59

عشق را فقط در تو میبینم و بس

اخر من کجا و اینجا کجا

دنیایی که ادم هایش بر سر همه چیز دعوا میکنند

دنیایی که مردم خود را با اهنگ چند ثانیه ایی شاد میکنند

حالم بد است

بدجوری

خدایا گله دارم

از زمانه

از مردمان زمانه

از خودم که برای تو نبوده ام

از تو ننوشته ام

برچسب: نویسنده: بهراد صمیمی تاريخ: يکشنبه 26 اسفند 1397 ساعت: 12:59

صفحه بندی